تبليغاتX
خدایا تا پاکم نکردی خاکم نکن
عشق دروغی بیش نیست پس عاشق نباش

ماه مبارک رمضان بر تمامي مسلمانان مبارک باد



 



رمضان

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 18:6  توسط نجمه | 

عشق يتيم تر از ان است كه به دست رودخانه روزگارش بسپاريم از صليب هاي كهنه سنتي كه به گردن مي كشيم اميد معجزه نيست عشق مسيحاي زندگي ست كه ديگر بار زنده بودنت را اعجاز مي كند پس به صليبش نكش!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 19:57  توسط نجمه | 
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 19:57  توسط نجمه | 
سلام دوستای خوبم

من و ببخشید که نمی تونم زیاد بیام آخه افتادم تو کار شوهر داری

دوستون دارم برام پیغام بزارید

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 19:55  توسط نجمه | 
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام به رفقای خوبم

من اووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووومدم

دوستون دااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 13:36  توسط نجمه | 
ملت عشق از همه دينها جداست // عاشقان را ملت و مذهب خداست »





  • «منادي مي‌کند عشق از چپ و راست// که حد هر کمال اينجاست، اينجاست»


  • «من از خوشبختي‌هاي اين جهان بهره مند گرديده‌ام زيرا در زندگي عاشق شده‌ام.»


  • «من در جنگ شرکت کردم، تنها به‌اين دليل که پيوند عشق خود را به‌زندگي مستحکم‌تر نمايم.»


  • «من صفاي عشق مي‌خواهم از او// تا فدا سازم وجود خويش را// او تني مي‌خواهد از من آتشين// تا بسوزاند در او تشويش را»


  • «من معتقدم که عشق به‌يک شخص ِ بزرگوار، بيش از هرچيز ديگر به‌انسان فروتني مي‌آموزد.»
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:41  توسط نجمه | 
 

خیلی سخته که یکی و از صمیم قلبت دوست داشته باشی ولی نتونی بیان کنی

نمی دونم چند نفری که این مطلب و می خونن این مشکلو دارند

ولی من همیشه ی خدا با این مشکل درگیر بودم می دونی رفیق

حس می کنم وقتی به یکی بگی دوست دارم داری دروغ می گی

همیشه فکر می کردم که باید در عمل به طرفت ثابت کنی که بابا من

اونقد تو رو دوست دارم که این کار و واست می کنم

ولی می دونی چیه جدیدا به این نتیجه رسیدم که اگه نگی که دوست

دارم و مثله... واسش کار انجام بدی کم کم اون طرف حس می کنه

که وظیفه ی تو اینه که کارای اونو انجام بدی و تو به خاطر

وظیفه ای که داری این کارا رو انجام می دی و

نه به خاطر اینکه واسش مهمی

نمی دونم به چند درصد از حرفام عقیده داری ولی

من همیشه سعی می کردم که برای اطرفیانم واسه اونائی که دوستشون

دارم حرف نزنم عمل کنم ولی حیف............

به قول معروف عشق قدم زدن زیربارون با یه چتر نیس

عشق اونه که یکی چتر بشه ولی اون یکی نفهمه که چرا خیس نشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:39  توسط نجمه | 
 

چه سود گر بگویمت

که شام تا سحر نخفته ام

و یا اگر دمی به خواب رفته ام

تو را به خواب دیده ام

چه سود گر بگویمت

که دوریت چو شعله های تند تب

به خرمن وجود من شراره های درد می زند

و من درون آن شراره ها

بنای این دل رمیده را

ز بُن خراب دیده ام

چه سود گر بگویمت

که بی تو کیستم و چیستم

که بحر پر خروش من تویی

و ساحل صبور و بی فغان منم

و من درون موجهای سرکشت

تمام هستی و وجود خویش را

چو یک حباب دیده ام

چه سود گر بگویمت

که من ز دوری تو هر نفس

چو شمع آب می شوم

و اشکهای گرم من

به دامن شب سیاه می چکد

و من میان قطره های چون بلور

محبت تو را چو نقش آرزو

به روی آب دیده ام

تو یک خیال دور بیش نیستی

و دست من به دامنت نمی رسد

تو غافلی و من تمام می شوم

و دیدگان پر ز راز من

هزار بار گفته با دلم:

که من سراب دیده ام

که من سراب دیده ام

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:39  توسط نجمه | 
 

 

 

آرزویی است مرا در دل
که روان سوزد و جان کاهد
هر دم آن مرد هوسران را
با غم و اشک و فغان خواهد
بخدا در دل و جانم نیست
هیچ جز حسرت دیدارش
سوختم از غم و کی باشد
غم من مایه آزارش
شب در اعماق سیاهی ها
مه چو در هاله راز اید
نگران دیده به ره دارم
شاید آن گمشده باز اید
سایه ای تا که به در افتد
من هراسان بدوم بر در
چون شتابان گذرد سایه
خیره گردم به در دیگر
همه شب در دل این بستر
جانم آن گمشده را جوید
زین همه کوشش بی حاصل
عقل سرگشته به من گوید
زن بدبخت دل افسرده
ببر از یاد دمی او را
این خطا بود که ره دادی
به دل آن عاشق بد خو را
آن کسی را که تو می جویی
کی خیال تو به سر دارد
بس کن این ناله و زاری را
 بس کن او یار دگر دارد
لیکن این قصه که میگوید
کی به نرمی رودم در گوش
نشود هیچ ز افسونش
آتش حسرت من خاموش
میروم تا که عیان سازم
راز این خواهش سوزان را
نتوانم که برم از یاد
هرگز آن مرد هوسران را
شمع ‚ ای شمع چه میخندی ؟
به شب تیره خاموشم
بخدا مردم از این حسرت
که چرا نیست در آغوشم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:39  توسط نجمه | 

 

 

می نویسم

می نویسم

اما همیشه دوسطر مانده تا تو

تب می کنم

نگاهم می کنی

می گویی چقدر زیبا شده ایی

شاید همین حال مرا خوب کند

دوسطر پایانی را تو بنویس..

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 12:36  توسط نجمه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
87/07/01 - 87/07/07
87/05/08 - 87/05/14
87/04/22 - 87/04/31
87/04/05 - 87/04/21
87/04/08 - 87/04/14
87/03/01 - 87/03/07
87/02/22 - 87/02/31
87/01/05 - 87/01/21
87/01/01 - 87/01/07
86/12/05 - 86/12/21
86/12/08 - 86/12/14
86/12/01 - 86/12/07
86/11/22 - 86/11/30
86/11/05 - 86/11/21
86/11/08 - 86/11/14
86/11/01 - 86/11/07
86/09/22 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/07
86/07/01 - 86/07/07
86/06/22 - 86/06/31
86/06/05 - 86/06/21
86/06/01 - 86/06/07
86/05/22 - 86/05/31
88/05/01 - 88/05/31
88/03/01 - 88/03/31
آرشیو موضوعی
چرا؟
پیوندها
اونی که تنهام گذاشت و رفت(حسین)
تنهای وحشی
دختر دایی گلم(فاطمه)
عشق خدایی
خاطرات فراموش شده
تنها ترین تنها منم
سراسر عاشقانه (علی )
شمیم عشق(امیر درخشان)
مرد تنها
قلب شکسته
حریم دل
سلطان غم (مهدی)
تسلیت قلب صبورم دیگه اون دوست نداره
حرفهای نگفته رضا
عشق محبت دوستی
گفت و گوی خودمونی
Hungarian Translator مترجم زبان مجاری (بهنام)
هادی
روزگار(سعیده)
کد آهنگ برای وبلاگ(سجاد)
عاشق زیبایی
تنهای تنها (سعید)
ما از ان پاكدلانيم كه به كس كينه نداريم
حرفهای دل
دیگه دیدنم محــــــــــــــاله
موزیک روز دنیا
پسران و دختران بلا
از دستت زندگي
طنین تنهایی
کعبه دل
واسه اونایی که دلشون گرفته
چیدن سپیده دم
تنهاترین تنها
اینجا بهشت جدید منه
شهرام صولتی(فرزاد)
از چه میگذریم تا به چه برسیم؟؟؟؟؟؟
دقایق سوخته
دروازه ای به روی میدان مبارزه
پیشوای صبوری
اسفیــــــــــــدان نــــــــــــــــوین
یه دنیا خوشبختی
بي نياز وتنها باش تشنه باش ودريا باش
سپیده عشق
من و خدا
افسانه عاشقانه
میتوان ساده بود
در انتظار تو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 



جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ